ساز تار و سرگذشت آن

 سوده احمدیان راد

تارتار در لغت به معنی رشته است و در آلات موسیقی همان است که به اصطلاح امروز سیم گفته می شود و پیشینیان، آن را وتر می نامیدند. هیچ سازی نیست که از آن (سیم) بی بهره باشد مگر آلات بادی که در آنها فشار هوا موجب ارتعاش و تولید صوت می شود.

تار از چه زمانی به وجود آمده و به این نام نامیده شده؟

این که از چه زمانی این نام به سازی که امروز در دست ما است (تار) اطلاق شده معلوم نیست. تنها در شعر فرخی سیستانی تار در ردیف "غژ" و "نزهت" که نام دو آلت موسیقی است به کار رفته است:

هر روز یکی دولت و هر روز یکی غژ

هر روز یکی نزهت و هر روز یکی تار

آنچه مسلم است این است که ما تا دوره صفویه سازی به نام و شکل تار امروزی نداشته ایم. زیرا در نقاشی های آن دوره هم اثری از آن دیده نمی شود. در صورتی که در مجلس بزم تالار چهل ستون اصفهان کمانچه، عود و سنتور دیده می شود.

ساز دیگری در ایران به نام طنبور یا تنبور سابقه بسیار قدیم دارد که فارابی نیز از آن نام می برد و در اشعار شاعران پیشین ایران هم ذکر آن رفته است. چنان که منوچهری دامغانی می گوید:

به یاد شهریارم، نوش گردان

به بانگ چنگ و موسیقار و طنبور

و هم چنین در جای دیگر سروده است:

خنیا گرانت، فاخته و عندلیب را

بشکست نای در کف و طنبور در کنار

بعضی گویند تار، همان بربط باستانی است که بعدها عود نامیده شده است. در این که عود و بربط یکی است شکی نیست. ولی تار به طنبور بیشتر شباهت دارد تا به عود و بربط.

در قدیم دو نوع طنبور بوده است: طنبور خراسانی و طنبور بغدادی. این ساز دو سیم داشته و مضرابی بوده که با انگشتان دست راست نواخته می شده و هم اکنون در کردستان معمول است.

بر خلاف عود که دسته ای کج دارد، دسته تنبور راست و بلند است و مانند تار، پرده بندی می شود، ولی عده پرده های آن کمتر است. شکل طنبور همه جا در نقاشی های قدیم بخصوص در مینیاتورها دیده می شود و کاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد مثل سه تار. ولی کاسه آن بزرگ تر است و به شکل یک نصفه خربزه است.

به نظر چنین می رسد که سه تار از نوع طنبور بوده است. با این تفاوت که طنبور را با چهار انگشت دست راست (بدون شست) به صدا در می آوردند ولی در سه تار، ناخن سبابه عمل مضراب را انجام می دهد. احتمالاً چون صدای سه تار کم بوده است کاسه این ساز را بزرگ تر کرده و روی آن پوست کشیده اند و با مضراب فلزی نواخته اند تا طنین آن بیشتر شود.

چرا تار و سه تار به این نام ها خوانده می شوند؟

وجه تسمیه سه تار معلوم است زیرا در اول سه سیم داشته و بعدها یک سیم به آن اضافه شده است. هنوز هم برخی از اهل فن آن را سه سیم می نامند. سیم های تار اقتباسی از سه تار است ولی برای این که صدا قوی تر شود سیم های اول و دوم (زرد و سفید) را جفت بسته اند و پنج سیم پیدا کرده است و سیم ششم چنان که معروف است بعدها به وسیله غلام حسین درویش از روی سه تار، به آن اضافه شده است.

آیا مشخص است که چه کسی مخترع تار بوده است؟

این که شهرت دارد ابونصر فارابی مخترع تار بوده است سند تاریخی ندارد.

در دوره صفویه از نوازنده ای به نام استاد "شهسوار چهارتاری" نام برده اند و معروف است که "شیخ حیدر" مخترع چهار تار است. هم چنین گویند شخصی به نام "رضاء الدین شیرازی"، شش تار را اختراع کرده است.

به طورکلی تار در دوره قاجاریه یکی از ارکان موسیقی ایران شده است.

تار را مشابه کدام آلت دیگر موسیقی می دانند؟

این که "اوژن فلاندن" فرانسوی آن را چنگ نامیده مناسب نبوده. زیرا چنگ از سازهای بسیار قدیم مشرق زمین و ایران است که در نقش برجسته طاق بستان کرمانشاهان هم نمونه آن موجود است. در آنجا چنگ قدیم به خوبی دیده می شود که به سبک "هارپ" اروپایی ولی ساده تر، با هر دو دست نواخته می شود. ولی تار با چنگ متفاوت است.

ساز دیگری هم از نوع طنبور و سه تار در ایران داریم که دو تار نامیده می شود و در میان ترکمن های دشت گرگان نیز معمول است.

مولف کتاب عضدی می نویسد:"شب ها هر وقت آقا محمد خان قاجار حالت خوشی از برایش دست می داد دوتار که زدن آن در میان تراکمه معمول است می زد".

براساس کتاب سرگذشت موسیقی ایران

اثر روح الله خالقی-جلد اول-چاپ سال 1378

عکس روز

عکس روز

تبلیغات در صفربیست

طرح بشارت

جدیدترین مطالب

این صفحه را در گوگل محبوب کنید